تبليغاتX
. ... و خدایی که همین نزدیکی ست

... و خدایی که همین نزدیکی ست

... بـیـا ، صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم تویی، آجرک الله

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

به بهانه ي  آسماني ترين سالهاي تباه شده جواني در اعتياد :

 

بوي بخت سوخته مي آيد. صداي نجوا به درد مي زند . كلام از اندوه بر مي خيزد .

ما مانده ايم در راه نرفته .

تو در مراسم تبخير خود شركت مي كني ، من در عالم رويا واپس رانده مي شوم.

كسي چه مي داند كه قاعده چيست؟

تو در كجا ايستاده اي و من به كجا مي نگرم ؟

كسي رازي با خود دارد

كسي هم ايستاده و به راز ديگران گوش مي سپرد.

كسي هم شادي مي فروشد.

كسي شادي مي فروشد به شهر پر غصه و غم ،

بهاي اندك آن جواني توست .

جواني تو و من ...

فضا شكاف بر مي دارد . خيره مي شوي به زمين كه مي چرخد،

نه به گرد خود كه به گرد تو...

مي چرخد ، مي چرخد و تو را به وهمي عجيب دچار مي كند.

زمين به حكمي نا نوشته به گردت مي چرخد

تا به دوران بيافتي و اندكي بعد نقش همان شوي.

نقش زمين ...

تو نمي داني و مي داني

تو مي ايستي و نمي ايستي

و در تمام لحظات آنچه همراهي ات مي كند ،

خنده هاي شيطاني است كه روي لبهايت ماسيده و نمي رود.!!

 

دكتر ها مي گويند : فشار خون بالا رفته ...

دكتر ها مي گويند : ضربان قلب افزايش يافته ...

دكتر ها مي گويند : خونريزي مغزي...

دكتر ها مي گويند : مرگ ...

 

من مي مانم و جواني تبخير شده بر انتهاي دردت

و بدن هايي كه حجم آبشان دائم كاهش پيدا ميكند.

من مي مانم و خنده اي بي رنگ در فضاي خاكستري يك بيمارستان...

من مي مانم و اميدواري 40 هزار جوان سرگردان كه آلوده ي خنده اند.

كه آلوده ي شادي اند...

كه رنجشان كمبود خنده بوده و حال آنرا به چند پول سياه خريده اند.!

آنها محتاج خنده اند

آنها محتاج خنده و شادي اند...

و آنچه نسيبشان مي شود ، افسردگي است . با سنيني ميانه 16 تا 30 سال.

 

 

 

در اين اتفاق تو تنها نيستي جوانك بي سرزمين ...

بگذار نگاهت كنم

بگذار به آن چشمان شعله ور خيره شوم

كه همه ي آرزوهاي مادر پير در اعماق آن جا خوش كرده است .

بگذار نگاهت كنم...

بگذار، بگذار، بگذار...

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت13:45توسط نرگس | |

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

اول از همه يه سلام خوشگل ، به تمام دوست هاي گلم . حالتون چطوره ؟‌مي گم دقت كردين اين چند وقته مقصد نهايي چقدر شاد به روز مي شه ؟ انشالله كه زندگي همتون به شادي و قشنگي اين ايام خجسته باشه ... راستش اصلا گفتن نداره كه اين ايام چه خبره و ...توي يه چنين مناسبت هايي فقط بايد تبريك گفت . همين ...منم با يه پست كوتاه فقط مي خوام تبريك بگم و آرزو كنم ...

 

 

خجسته ميلاد دردانه ي آفرينش ، حضرت امام حسين (ع) ، معناي رشادت ، حضرت ابوالفضل العباس (ع) و زينت عبادت كنندگان، حضرت زين العابدين (ع) را خدمت تو دوست عزيز و حضور سبز حضرت بقيه الله ، امام زمان (عج) تبريك و تهنيت عرض مي نمايم .  

                                    

همچين يه تبريك ويژه براي تمام پاسداران و جانبازهاي عزيز كشورمون دارم .

 

لطف مي كنيد اگه من رو هم لايق دعاهاي قشنگتون بدونيد .ممنونم دوست خوبم .

 

 

خداي مهربانم :

به حق ارادت خالص و پاك عاشقان حسين (ع) ، فرج مولايمان را برسان ...آمين !

 

اَللَّهُمّ عَجّل لوَلِیکَ ألفَرَج

 

 

با اميد برآورده شدن آرزوهاي قلبي تك تك شما عزيزان توي اين ايام مبارك ..

التماس دعا ...

 

  

 

+نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت12:46توسط نرگس | |

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

بدون مقدمه سلام و عيدتون مبارك …

 

...و اما بعثت !

تيرگي گسترده ، چشم ها تار !

سرها بي ذوق و دلها بيمار ! نه كسي به آسمان مي نگرد ، نه آسمان سر شوق كسي دارد .

شبح هاي زشت ! شبح هايي از جنس چوب و سنگ و استخوان .

شبيه مردگاني كه عده اي زنده مثل ارواح خبيثه به دورش حلقه زده اند .

انگار نه انگار كه خانه ، خانه ي خداست ، تنها خانه ي خداوند در زمين .

هر كژانديشي با تكه استخواني بر گردن ، درونش پا مي گذارد !

زماني بس تيره بود . تيره مثل جهالت ، تيره مثل سنگدلي ، تيره مثل خشم .

نه حرمتي براي پيران بود ، نه كودكان ، نه عصمت دختركان به چشم مي آمد و نه شرافت زنان .

بوي تعفن متكبران ، سراسر حجاز را آلوده كرده بود .

گويي خداوند نگران شرافت بندگان خويش است . نگران آن همه كژي و ناراستي و جهل .

تلنگري مي بايست ، اين قوم را تا به خود آيند و به گوهر وجودي خود دست يابند .

اينك نوبت رسالت بهترين مخلوق خداوند ، برگزيده ي خلقت و گلچين شده ي گلستان انبياست كه بايد اين رسالت را بپذيرد .

... و بهترين و امين ترين مردمان براي هدايت نااهل ترين مردمان ، انتخاب مي شود .حتي نامش ، جانمايه ي رحمت است ، جانمايه ي ادب و احترام ، محمد (ص) .

...آنگاه محمد (ص) بايد به تزكيه بپردازد ، چه جايي نزديكتر به خدا از غار حرا ، خلوتگاهي كه مي شود با معشوق اولي خويش به خلوت و گفتگو نشست .

گويي اينبار ديگر معشوق زبان به گفتگو گشوده است : اقراء ...

 

بخوان !

بخوان به نام آنكه خلوت نشين دل پر آشوب توست !

بخوان به نام او كه تو را حبيب خويش خوانده است و محبوب تمامي كائنات!

بخوان به نام پروردگارت ...

 

بار ديگر ارتباط زمين و آسمان برقرار شد و وجدان عرب و عجم از چوب و سنگ پرستي ، به خدا پرستي گراييد .

بار ديگر نوح كشتيبان (ع) ، قوم خويش را از توفان بلا رهانيده ، به ديار آرامش و صلاح خواهد رسانيد .

بار ديگر ابراهيم (ع) ، قوم خويش را از چنگال آتش نمرودي رهانيده ، به زمزم رستگاري خواهد رسانيد .

بار ديگر سليمان محتشم (ع) ، قوم خويش را از ذلت دريوزگي رهانيده ، به عزت سرافرازي خواهد رسانيد .

بار ديگر عيسي مسيح (ع) ، قوم خود را از امراض خود پرستي رهانيده ، به عشق خدا پرستي خواهد رسانيد .

بار ديگر آسمان و زمين دست در دست همديگر براي رهايي انسان از ذلت ، لبيك گويان ، نواي محمد (ص) را همراه شدند .

                          TinyPic image

       خجسته روز آزادي انسان از قيد جهل ، روز بعثت رسول گرامي اسلام مبارك باد . 

 

مولاي من !

ما و درياي كرمت ، يا باب الحوائج !

 

***

اَللَّهُمّ عَجّل لوَلِیکَ ألفَرَج

 

 

 

 

 

+نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت13:38توسط نرگس | |

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

اين پست محصول مشترك مقصد نهايي و شیطان مخفی است !

 

سلام . يه سلام به خنكي يه ليوان يخ در بهشت ... احوالات ؟ چه مي كنيد با گرما ؟ مي گم 15 مرداد ديگه از وسط تابستون گذشتيم . شما روز 15 رو چه جوري گذرونديد ؟ من ؟ مثل سابق ، با يه ليوان يخ در بهشت !!

امروز جشن تولد داريم ... يه تولد مخصوص براي مخصوص ترين پسر دنيا !!! 18 مرداد تولد خوشگلترين ، دوست داشتني ترين ، بامزه ترين و مهربونترين كوچولوي دنياست ! و اين كوچولو كسي نيست جز پسر خاله ي عزيز من و فريما ، سهيل مهربونم .

مقصد نهايي دوباره بهانه اي شد تا يه تبريك ويژه براي يكي ديگه هم داشته باشيم . كه البته اين بار شيطان مخفي هم خودشو قاطي مقصد نهايي كرده !!

 

اين فريما هم كه خودشو انداخته وسط ، نه پست نزده نه كادو آورده ، مي گه من توي مقصد نهايي راحت ترم ...پاشو برو خونتون ....

فريما : نرگس جون ياد اون روزي بيوفت كه اومدي خونمون و كامنت واسه اين و اون گذاشتي و هيچي بهت نگفتم !!

نرگس : خب...حالا بي خيال ....كيك و اووردي ؟ من جلوي دوستام آبرو دارم آ !!

فريما : نرگس جون تو آبرو داري ، من بايد كيك بيارم ؟

نرگس : خب حداقل كادو تو بيار !

فريما : كادو مو كه بهش دادم ....ولي حالا هم بهش مي گم بوس بوس !!

نرگس : چقده شيرينه !!!

فريما : اولا سلام ....ممنون كه اومديد ...من به جز آقاي وزير و آقا مجتبي ديگه زياد با دوستاي نرگس آشنا نيستم .ولي به هر حال ، خوش آمديد ... كادو هاتون كو ؟

نرگس : اينا همشون كادوهاشون مثه ماله تو !! مي گن بوس بوس !!

.

نرگس : امسال 18 مرداد ، شمع تولد 5 سالگيشو فوت مي كنه . انشاا... كه شمع 100 سالگي تو فوت كني فريما قربونت بشه !!

فريما : انشاا.. كه سهيل جون هر چقدر كه باقيمونده ي عمر نرگسه ، بشه بقاي عمر تو !!! ( يا يه چيزي تو اين مايه ها !)

نرگس : بابا بي خيال ... از قديم گفتن : نويسنده ي بلاگ كه 2 تا شد مقصد مخفي مي شه ، شيطان  هم نهايي !! دو تا كل انداز  هم افتادن به هم .....چه شود !!

 

اينم عكسشه ...اسپند و اسپند دونه ، اسپند سي و سه دونه !! پاشو زود  زود يه اسپند براي بچمون دود كن ، يه وقت چشمش نكني از بس خوشگله الهي قربونش برم ... خدايي پسر به اين خوشگلي ديده بوديد ؟

فريما : نرگس جون معلومه كه نديده بودن !! ( البته خوشگليش به من رفته !)

نرگس : دروغ ميگه ! يه سيب بوده با دختر خاله بزرگش ( كه من باشم ) دو نصف شده !

                  

 

 

نرگس : از طرف خودم يه دنيا به قول خودش اشين خفن پليش ( ماشين پليس ) تقديم سهيل جونم مي كنم .

فريما : منم يه دنيا بوس بوس !!! و بعدييييش دوباره بوس بوس !!

 

تولدت مبارك ده باره و صد باره و هزار باره ... انشاا... كه عمرت مثل خوشگليت زياد باشه ستاره ي سهيلم ! از خداي مهربونم ، عمر بابركت و سرشار از موفقيت برات آرزو مي كنم . تولدت بازم مبارك...

 

فريما : نرگس هيچي نميگه شما هم ديگه پرروو نشيد !! كادو كه نداديد ، حداقل بلند شيد دوتا بوس بوسش كنيد !!

 

 

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت14:42توسط نرگس | |

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

اي پسر عمران :

 

هر گاه بنده اي مرا بخواند ، آن چنان به سخن او گوش مي سپرم

 

كه گويي بنده اي جز او ندارم .

 

اما شگفتا ! كه بنده ام همه را چنان مي خواند

 

 كه گويي همه خداي  اويند جز من !!

                                                    

 

( بخشي از گفتگوي خداوند و حضرت موسي (ع) – كتاب روي ماه خداوند را ببوس )

 

قصدم از زدن اين پست كوتا ه اين بود كه فقط خواستم بگم قدر ثانيه ثانيه هاي اين ماه عزيز رو بدونيد . توي خلوت آسموني تون با خدا هم ، من و از ياد نبريد . التماس دعا ...

 

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت14:46توسط نرگس | |

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

سلام . يه سلام به رنگ قشنگ اين ماه عزيز . حالتون چطوره ؟ خوبين ؟ آقايان محترم فكر كنم خيلي رو به راه باشن ! راستش هيچ وقت فكر نمي كردم  اونقدر به وبلاگم و خواننده هاي گلش  وابسته بشم كه وقتي يه چند وقت نتونم بيام نت كلي بهم سخت بگذره . اولا عذر خواهي من و بابت دير جواب دادن و يا شايد هم جواب ندادن به نظراتتون ببخشيد . باور كنيد دست خودم نيست . دوما ممنونم كه همچنان با نظرات قشنگتون من و شرمنده مي كنيد ، سوما عيدتون مبارك !

اين پست قرار بود زود تر از اينا گذاشته بشه ، اما نشد ... خواستم اصلا بي خيالش بشم ، بازم نشد ... مگه مي شه براي يه همچين روز بزرگي پست نزد ؟ حالا شما فكر كنيد مثلا يه چند روز زودتره !

 

ولادت اول امام گيتي ، معناي مردانگي ، تنها مولود كعبه ، حضرت علي (ع) رو خدمت تو دوست عزيز و حضور سبز مولاي دلها ، صاحب زمان (عج) ، تبريك عرض مي كنم.

 

 

در ضمن روز آقايون كه نه ، روز تمام پدرهاي گل دنيا هم مبارك !

 

 

راستش چند روز پيش كه دنبال مطلب بودم براي اين پست ، به اين نتيجه رسيدم كه هيچ مطلب و شعري نمي تونه از گفته هاي خود حضرت ، توي اين روز تاثيرگذار باشه . به خاطر همين سراغ نهج البلاغه رفتم و يكي از خطبه هاي حضرت رو در وصف عاشقان خدا ، انتخاب كردم .

 

 

خدايا ، تو براي عاشقانت بهترين مونسي ، و براي كارسازي امور آنان كه بر تو اعتماد نمايند از همه حاضر تري ، آنان را در باطنشان مشاهده مي كني ، و به نهانهايشان آگاهي ، و اندازه ي بيناييشان را مي داني . بنابراين رازهايشان نزد تو آشكار ، و دلهايشان به سوي تو در غم و اندوهست . اگر آنان را ، تنهايي به اضطراب و ناامني اندازد ، ياد تو آرامششان دهد ، و اگر مصائب بر سرشان فرو ريزد ، به عرصه گاه فرياد رسي تو پناه آرند ، زيرا مي دانند زمام همه ي امور به دست تو ، و سرچشمه ي تمام كارها در كف با كفايت فرمان توست .

الهي ! اگر از بيان خواسته ام عاجزم ، يا از اينكه چه بخواهم سر گردانم ، پس به آنچه مصلحت من است راهنمايم باش ، و عنان دلم را به سوي آنچه خير من است بگردان ، كه اين برنامه ها از هدايتها و كفايتهاي تو بيگانه و عجيب نيست .

بار خدايا ، با عفوت با من معامله كن نه با عدالتت .

  

 

خداي مهربانم ، به حق مردانگي و مظلوميت علي (ع) ، فرج مولايمان را برسان .

آمين ...

 

 

در آخر فقط مي تونم بگم كه روز هر چي مرده ، دمش گرم !! نه نه ببخشيد ، روز هر چي مرده مبارك !!

 

 

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت23:21توسط نرگس | |